پيترو دلا واله ( مترجم : شعاع الدين شفا )

96

سفرنامه پيترو دلا واله ( قسمت مربوط به ايران ) ( فارسى )

به شاه يادآورى كند و به احترام دوستى خود با شاه اسپانيا اجازه ندهد دشمنان او ، يعنى انگليسىها به خاك ايران راه يابند . هنوز نمىدانم نتيجهء مذاكرات آنان چه بوده است ؛ ولى مطمئن هستم انگليسىها در اين مبارزه فاتح خواهند شد ، زيرا علاوه بر اين‌كه شاه بسيار مشتاق است در مورد ابريشم ، خود را از چنگ ترك‌ها برهاند ، مىخواهد تا حد امكان با تعداد بيشترى از دول غرب رابطه برقرار سازد و با آنها به تجارت پردازد و به سكونت در خاك ايران تشويقشان كند . از طرف ديگر در عين حال كه شاه با پرتغالىها دوست است ، نمىخواهد اينقدر به مرزهايش نزديك باشند و اگر فرصتى به دست آورد ، نه تنها ميل دارد انگليسىها ، بلكه ساير ممالك اروپايى نيز كه داراى نيروى دريايى نيرومند هستند به قلمرو او رفت و آمد كنند ، تا به كمك آنان بتواند با پرتغالىها به مقابله بپردازد . وقتى نمايندهء انگليس به اصفهان آمد ، ما كاتوليك‌ها بين خود ، به مشورت پرداختيم كه آيا بايد به ديدن او برويم و با او دوستى برقرار كنيم يا نه ؛ بعضى عقيده‌مند بودند كه نبايد اين كار را كرد ؛ زيرا او خارج از دين كاتوليك و حداقل نمايندهء پادشاهى است كه ملت او كاتوليك نيستند ؛ مضافا به اين‌كه مىدانيم قصد او وارد آوردن ضربه به پرتغالىهاى كاتوليك است ، كه چون هم‌دين كرملىهاى برهنه‌پا و فرستادگان پاپ و من هستند ، البته بايد از آنان حمايت كنيم . بعضى ديگر كه صحيح‌تر فكر مىكردند عقيده داشتند ، حتى اگر پرتغالىها به دلايلى كه خود مىدانند ، نمىخواهند به ديدن اين انگليسى بروند ، بر ما ايتاليايىها لازم است اين ملاقات را انجام دهيم و با او به كمال مهربانى و محبت رفتار كنيم و پدر روحانى نيز كه نمايندهء پادشاه اسپانيا بود ، سرانجام با اين نظر موافقت كرد . اين امر خيلى منطقى بود و هيچ شايسته نيست اختلافات داخلى ما عيسويان نزد حكمرانى كه خارج از مذهب ما است ، ابراز شود ؛ زيرا در اين صورت لطمهء عظيمى به حيثيت ما وارد مىآيد و البته مناسب‌تر بود به شاه ايران نشان دهيم كه اگر به فرض در مورد دين بر حق عيسى اختلافاتى در بين ما وجود دارد ، در ساير مسائل متحد و متفق‌القول هستيم ؛ به‌خصوص من مشاهداتم را در تركيه شرح داده و گفتم در دربار قسطنطنيه تمام ملل اروپا ، اعم از كاتوليك و غيركاتوليك ، چنين وانمود مىكنند كه در بين خود هيچ‌گونه اختلافى ندارند ، و موقعى كه براى يكى از كشيشان ژزوئيت اتفاقى افتاد ، سفراى ممالك غيركاتوليكى از قبيل انگلستان و هلند ، كه دشمن سرسخت ژزوئيتها هستند ، از اولين كسانى بودند كه به نفع آنان مداخله كردند و تمام مساعى خود را در راه تأمين منافع او به كار بردند .